نشست علمی با موضوع فدک از منظر قرآن و نهج‌البلاغه

زمان: ۲۸ بهمن ۹۷ ساعت ۹:۳۰ الی ۱۰:۳۰

نشست علمی با موضوع فدک از منظر قرآن و نهج‌البلاغه با حضور حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا رجایی پور مدیر محترم مرکز فقهی ائمه اطهار (علیه السلام) در جمع طلاب و اساتید در سالن اجتماعات مدرسه برگزار شد.
استاد در ابتدا قبل از بیان تاریخچه فدک به چند قاعده فقهی اشاره نمودند از جمله: با استناد به آیات ۶ و ۷ سوره مبارکه حشر «وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَلَا رِکَابٍ وَلَکِنَّ اللَّهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ۶ مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى…۷» ایشان بیان نمودند با مراجعه به تفاسیر، این قانون و قاعده بیان شده که اگر لشکر اسلام با جنگ و لشکرکشی جایی را فتح کردند از غنیمت به دست آمده خمس مال مختص پیامبر«ص» و مابقی مختص مسلمانان؛ کسانی که در جهاد شرکت کرده اند و جنگیدند می باشد؛ اما اگر جایی بدون لشکرکشی با مصالحه به تصرّف مسلمانان درآمد کل غنائم مختص پیامبر«ص» می باشد که به آن فیء می گویند.
قاعده دوم: قاعده و دستور اسلام در امر قضاوت بین کسی که مدعی مالی می باشد این است که وی باید حتماً بینه و شاهد بیاورد و طرف مقابل که منکر است باید قسم بخورد در حقیقت ذوالید مقدم است در غیر این صورت جامعه دچار هرج و مرج می شود.
استاد بعد از تبیین دو قاعده فقهی به بحث ریشه ای تاریخ فدک پرداختند و تاریخچه ای از چگونگی هبه زمین فدک به پیامبر مکرم اسلام«ص» را بیان نموده و توضیح دادند: تا سال هفتم هجری سه طایفه یهود(بنی قریضه، بنی نظیر و بنی قیقاع) در مدینه بودند که پیغمبر«ص» را مورد آزار قرار می دادند با اینکه با پیغمبر عهد و پیمان بسته بودند ولی با دشمنان همکاری می کردند و در خیبر که هفت قلعه تو در تو بود پناه می‌گرفتند و خیبر فرارگاه و سنگر آن‌ها شده بود. و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از طرف خداوند مأمور شدند که با یهویان بجنگند و بعد از یک ماه محاصره در نهایت فتح خیبر به دست امیرالمؤمنین«ع» صورت پذیرفت.
در طول محاصره خیبر اراضی نزدیک خیبر بود به نام فدک، اموالی که مربوط به یهودیان بود شامل زراعتها و نخلستانها حداقل ۵۰ کیلومتر در ۵۰ کیلومتر که آنها در آنجا به کار و زراعت مشغول بودند؛ بعد از فتح خیبر توسط پیامبر«ص» قریه فدک را با پیشوای اسلام صلح کردند.
بنا بر قاعده گفته شده مسأله فیء جاری می باشد و کل فدک مختص پیغمبر«ص» می باشد چون در این مصالحه سربازان اسلام شرکت نداشتند و به حکم خدای متعال که می فرمایند: «آن غنیمتی که خدا از مردم قریه ها نصیب پیامبرش کرده است از آن خدا و پیامبر (ص) و یتیمان و مسکینان و مسافران و در راه ماندگان است، تا میان توانگرانتان دست به دست نگردد. هرچه را که پیامبر به شما داد، بستانید و هرآنچه را که منع کرد، دوری گزینید و از خدا بترسید که خدا سخت عقوبت است؛ بنابراین طبق این آیه شریفه«آیه ۷ سوره مبارکه حشر»، فدک ملک مطلق رسول خدا«ص» شد و در این مورد میان علمای فریقین اختلافی نیست و فدک بنابر هبه و صلح، ملک خاص و خالصه پیغمبر (ص) گردید.

در همان روز مصالحه آیه ۲۶ سوره بنی اسرائیل نازل شد«وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا» رسول ما! حق ذی القربی و مسکینان و در راه ماندگان را از مالی که در دست توست ادا کن …». بسیاری از تفاسیر اهل تشیع و تسنن معتقد هستند که منظور از ذی القربی حضرت فاطمه «علیهاالسلام» می باشند. بنابراین پیامبر خدا (صلی الله علیها) دهکده فدک را با تمام نخل‏های آن به دخترش فاطمه بخشید و تا پایان زندگی پیامبر (صلی الله علیها) به مدت سه سال فدک دست حضرت فاطمه بود و آن حضرت درآمد این زمین را که سالیانه بالغ بر هفتاد هزار دینار بوده بین بینوایان مدینه و فقرا تقسیم می کرد.
استاد در ادامه به قاعده فقهی دیگری اشاره نمودند که اگر کسی در زمان حیاتش چیزی را به کسی بخشیده مابقی ورثه نمی توانند بعد از فوت ادعایی داشته باشند. همچنین طبق قاعده‌ای دیگر به فتوای کلیه علما اگر کسی چیزی را به نزدیکان و اقوام هبه کرده باشد نمی‌تواند بعد از مدتی پس بگیرد.
با توجه به مطالب وارد شده بعد از روی کار آمدن خلفا و غصب خلافت از امیرالمؤمنین«ع» به دست کسانی که سالها بت پرست بودند به خاطر درآمد فراوان فدک تصمیم به غصب فدک نیز نمودند و برای جنبه شرعی درست کردن دستور دادند کارگزاران حضرت زهرا«س» را از فدک اخراج نمودند و حدیثی جعل نموده و نسبت به پیغمبر دادند که «نحن معاشر الانبیاء لا نورث درهماً و لا دینارا و کلّ ما ترکنا صدقه» ما پیغمبران از آدم تا خاتم ارث به کسی چیزی نمی دهیم و هر چه از ما باقی مانده مال بیت المال مسلمین و صدقات مسلمین است. که اول حدیث جعلی نسبت به پیغمبر «ص» توسط ابوبکر بود.
استاد طبق قاعده فقهی ذکر شده تصریح نمودند که این اراضی ارث نبوده بلکه هبه بوده است و تلاش فاطمه اطهر«س» برای بازپس گرفتن فدک و اموال از دست رفته خود تنها به خاطر چند هکتار زمین نبود بلکه امری مهمتر که از بین رفتن مقام ولایت مسلمانان بود.
حضرت برای اثبات مسأله با ابوبکر محاجّه کردند و بیان کردن که فدک هبه است نه ارث و همچنین فرمودند: با چه دلیلی می گویید پیامبران ارث نمی دهند، خود پیغمبر«ص» فرموند سخنان ما را با قرآن مطابقت دهید حدیث ذکر شده برخلاف قرآن و ضد و نقیض است. با استناد به آیات سوره مریم «یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ ۖ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا»۶ و سوره مبارکه نمل«وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ…»۱۶
تبیین نمودند که از پیامبران ارث برده می شود.
نکته دیگر بیان عایشه بود که مدعی بود از پیغمبر به عنوان همسر ارث می برد؛ چگونه دختر پیغمبر ارث نبرد ولی همسرش ارث ببرد و …
استاد در این زمینه اشاره به آیات قرآن و دلایل روشن بر برتری اهل بیت و بیان اختلافهای فراوان که انحرافات را ایجاد نمودند کردند.
حضرت زهرا«س» در خطبه فدک نیز از حق خویش دفاع کردند ولی ابوبکر از حضرت خواست که شاهد بیاورند در صورتیکه طبق قاعده فقهی بیان شده ابوبکر باید شاهد بیاورد.
به چند دلیل حضرت نباید شاهد بیاورند یکی دلیل عصمت ایشان است با توجه به آیه«إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا۳۳» و نمونه تاریخی نیز در این باب بیان نمودند. همچنین ایشان صدیقه هستند نیاز به شاهد ندارند.

علاوه بر اینها حضرت شاهد هم داشتند حضرت علی«ع» و ام ایمن، امام حسن«ع» و امام حسین«ع» که همه شهود را به دلیل ذی نفع بودن نقض کردند با وجود اینکه حضرت علی«ع» از اصحاب کساء و اصحاب مباهله هستند کسانی که امرشان و سخنشان امر و نهی پیامبر است و سخن ایشان به عنوان شاهد ارجح است.
قابل ذکر است که سبک و سیاق سخنان پیامبر«ص» نیز با این حدیث جعلی که نسبت به ایشان دادند همخوانی ندارد چرا که پیامبر دارای سخن فصیح هستند و همچنین حدیث بیان شده خبر واحدی است از کسی که معتبر نیست و مطابق قرآن نیز نمی باشد.
در مالکیت حضرت زهرا نیز دلایل بسیاری است از جمله آیه«ذی القربی» که هم اهل تسنن و شیعه معتقد به آن هستند.
ثانیاً خود پیغمبر «ص»سند نوشتند و به حضرت دادند همچنین بعد از محاجه با ابوبکر و دلایلی که حضرت با توجه به قرآن آوردند و او قبول کرد ابوبکر هم سند نوشت منتها عمر سند را از حضرت گرفتند و ایشان را مورد بی حرمتی قرار دادند.
همچنین اخراج کارگزاران از فدک ملکیت حضرت را می رساند همچنین کمک به مسلمانان در سه سالی که فدک در خدمت ایشان بود و موقوفات همه مالکیت ر ا می رساند؛.
در نهج البلاغه نیز در نامه ای که امیر المؤمنین حضرت علی«علیه السلام» به عثمان بن حنیف انصاری می نویسد به مالکیت حضرت زهرا«س» اشاره می نمایند:« بَلَی کَانَتْ فِی أَیدِینَا فَدَکٌ مِنْ کُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ فَشَحَّتْ عَلَیهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ آخَرِینَ وَ نِعْمَ الْحَکَمُ اللهُ» «آری از آنچه آسمان بر آن سایه انداخته، فقط فدک در دست ما بود، که گروهی از اینکه در دست ما باشد بر آن بخل ورزیدند، و ما هم به سخاوت از آن دست برداشتیم، و خداوند نیکوترین حاکم است.»
«وَ مَا أَصْنَعُ بِفَدَکٍ وَ غَیرِ فَدَکٍ وَ النَّفْسُ مَظَانُّهَا فِی غَدٍ جَدَثٌ تَنْقَطِعُ فِی ظُلْمَتِهِ آثَارُهَا وَ تَغِیبُ أَخْبَارُهَا…» «مرا با فدک و غیر فدک چه کار که در فردا جای شخص در گور است، که آثار آدمی در تاریکی آن از بین می‌رود، و اخبارش پنهان می‌گردد،…»
«وَ إِنَّمَا هِی نَفْسِی أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَی لِتَأْتِی آمِنَهً یوْمَ الْخَوْفِ الْأَکْبَرِ وَ تَثْبُتَ عَلَی جَوَانِبِ الْمَزْلَقِ وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَیتُ الطَّرِیقَ إِلَی مُصَفَّی هَذَا الْعَسَلِ وَ لُبَابِ هَذَا الْقَمْحِ وَ نَسَائِجِ هَذَا الْقَزِّ وَ لَکِنْ هَیهَاتَ أَنْ یغْلِبَنِی هَوَای وَ یقُودَنِی جَشَعِی إِلَی تَخَیرِ الْأَطْعِمَهِ وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أَوْ الْیمَامَهِ مَنْ لاطَمَعَ لَهُ فِی الْقُرْصِ وَ لاعَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ…»« این است نفس من که آن را به پرهیزکاری ریاضت می‌دهم تا با امنیت وارد روز خوف اکبر گردد، و در اطراف لغزشگاه ثابت بماند. اگر می‌خواستم هر آینه می‌توانستم به عسل مصفّا، و مغز این گندم، و بافته‌های ابریشم راه برم، اما چه بعید است که هوای نفسم بر من غلبه کند، و حرصم مرا به انتخاب غذاهای لذیذ وادار نماید در حالی که شاید در حجاز یا یمامه کسی زندگی کند که برای او امیدی به یک قرص نان نیست، و سیری شکم را به یاد نداشته باشد،..»
در خاتمه استاد بزرگوار با الگو گرفتن از سیره حضرت زهرا«س» تحقیق در سیره ایشان و بحث فدک، کیفیت غصب و برگرداندن آن ترغیب نمودند که تا کنون ۲۴ مرتبه فدک به اهل بیت داده شده و غصب شده، دلیل بر حقانیت حضرت است. اکنون فدک هست و لی به صورت مخروبه درآمده تا بی ارزش جلوه کند و کسی آنجا رفت و آمد نکند.
در نهایت استاد این مسأله را تأکید نمودند که در جامعه کنونی قناعت پیشه کردن و دوری از چشم و هم چشمی امری مهم است و خواستار پیشرفت علمی برای زندگی بهتر بودند و این نکته مهم را اذعان داشتند با اینکه سه سال فدک در دست حضرت بود با این حال انفاق فراوان می کردند و زندگی در کمال سادگی داشتند.

لازم به ذکر است جهت ترغیب طلاب سؤالاتی در مورد مباحث فدک مطرح گردید و در ابتدای نشست به طلاب داده شد تا با دقت نظر به مطالب پاسخ کامل و صحیح به سؤالات ارائه نمایند از جمله سؤالات به چه دلیل فدک را از حضرت گرفتند؟ آیا حضرت شاهدی داشتند؟ دلایل حضرت؟ و با استقبال، طلاب پاسخهای خویش را ارائه نمودند.

 



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *