نشست علمی تحلیل فلسفه لعن های وارد شده در زیارت عاشورا

زمان: ۱۷ شهریور ۱۴۰۰

استاد گرامی: جناب آقای حامد علی پور (استاد دانشگاه)

سرفصل‌های نشست علمی:

۱ـ  نمای کلی سند زیارت عاشورا

۲-  تقسیم لعن های زیارت عاشورا به دو دسته کلی

۳-  دلیل لعن قاطبه بنی امیه

۴ـ  نظرات درباره کلمه «جاهدت»

چکیده نشست

هفتمین جلسه از سلسله نشست‌های تخصصی پژوهشی ادعیه شناسی با عنوان« تحلیل فلسفه لعن های وارد شده در زیارت عاشورا »

با حضور جناب آقای حامد علی‌پور (استاد دانشگاه) به صورت مجازی و آنلاین در سامانه مدرسه جهت بهره‌بری اساتید و طلاب برگزار گردید.

استاد بحث را با یک نکته اصیل و مهم قرآنی با عنوان«فرد بی نماز نه دنیا دارد و نه آخرت» شروع نمودند.

استاد در ابتدای جلسه جهت تبیین موضوع تحلیل فلسفه لعنهای وارد شده زیارت به نمای کلی سند زیارت عاشورا بدین شرح اشاره کردند:

زیارت عاشورا چهار طریق اصلی دارد که سه مورد از آن به امام محمدباقر(علیه السلام) و دیگری به امام صادق(علیه السلام) می رسد. دو طریق در کتاب مصباح المتجهد از شیخ طوسی و دو طریق دیگر در کتاب کامل الزیارات ابن قولویه نقل شده است. در خصوص زیارت عاشورا به سبب شهرت کم نظیر و متن معرفتی و دقیق آن می‌توان ایجاد اطمینان نسبت به آن کرد.

آیت الله سید موسی شبیری زنجانی و آیت الله میرزا جواد تبریزی از علمای امامیه که نسبت به وثاقت سند زیارت عاشورا اجماع دارند و معتقدند زیارت عاشورا نیازی به بررسی سندی ندارد.

در ادامه جهت تبیین بحث نکته‌ای را بیان کردند، اگر بخواهیم تبرّی و تولّی را رتبه‌بندی کنیم، روشن است که در رتبه‌ی اول باید تبرّی را بیاوریم. بنابراین در باب تبرّی و تولّی، رتبه‌ی تبرّی؛ یعنی بیزاری جستن از دشمنان خدا، در عقیده‌ی مؤمن پیش از تولّی می‌باشد.

( لا اله (نفی-تبری) الا الله (اثبات-تولی)).

لعن‌های زیارت عاشورا به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند:

الف: لعن‌های عام (امَّت ملعونه):

  1. فَلَعَنَ الله أمهً أَسسَتْ أَسَاسَ الظلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُّمْ أَهْلَ الْبَیْتِ، ۲ . وَ لَعَنَ الله أُّمهً دَفَعَتْکُّمْ عَنْ مَقَامِکُّمْ وَ أَزَالَتْکُّمْ عَنْ مَرَاتِبِکُّم التِی رتبَکُّم الله فِیهَا

۳ . وَ لَعَنَ الله أُّمهً قَتَلَتْکُّمْ، ۴ . وَ لَعَنَ الله الْمُّمَهدِینَ لَهُّمْ بِالتمْکِینِ مِنْ قِتَالِکُّم، ۵ . فَلَعَنَ الله آلَ زِیَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ، ۶ . وَ لَعَنَ الله بَنِی أُّمَیهَ قَاطِبَهً

  1. وَ لَعَنَ الله أُّمهً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تنقبت(تهیات) لِقِتَالِکَ، ۸ . اللهُّم الْعَنْ أَولَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَق مُّحَمدٍ وَ آلِمُّحَمدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَه عَلَى ذَلِکَ

۹ . اللهُّم الْعَنِ الْعِصَابَهَ ال تِی جاهدت )حَارَبَتِ( الْحُّسَیْنَ وَ شَایَعَتْ وَ بَایَعَتْ و تابعت عَلَى قَتْلِهِ، ۱۰ . اللهُّم الْعَنْهُّمْ جَمِیعاً

ب ـ لعن‌های خاص

این لعن های خاص که به بعضی از سرکرده‌های ظلم تعلق گرفته است، عبارتند از:

  1. وَ لَعَنَ اللََّه ابنَ مَرجَانَهَ، ۲ . وَ لَعَنَ اللََّه عُمَرَبنَ سَعدٍ، ۳ . وَ لَعَنَ اللََّه شَمِراً، ۴ . اللََّهُمََّ العَن أَبَاسُفیَانَ وَ مُعَاوِیَهَ وَ یَزِیدَ بنِ مُعَاوِیَهَ

دلیل لعن قاطبه بنی امیه:

از بدیهیات دین الاهی این است که حق تعالی هیچ فرد، گروه، نژاد و نسلی را به دلیل گناهان دیگران مورد عقوبت دنیوی یا عذاب اخروی قرار نمی‌دهد، مگر این که به نحوی در تحقق آن گناه مؤثر یا به آن راضی باشند و یا از آن نهی نکرده باشند؛ بلکه از نظر قرآن و روایات ملاک در الحاق به گروه یا قبیله‌ای، هماهنگی فکری و عملی با گروه است؛ چنان که خداوند پسر نوح را از اهل نوح نمی‌داند و دلیل آن را عدم هماهنگی عملی با نوح بیان می‌کند. (یا نوح انه لیس من اهلک- سوره هود)

 

 

بنابراین مراد از بنی‌امیه که مورد لعن قرار گرفتند کسانی هستند که از نظر فکری و عملی هماهنگ با آنان هستند؛ یعنی منظور عاملان قتل

سیداشهداء؛ مؤثران تاریخی و رضایت دهندگان به آن قتل و منکران امامت و ترک کنندگان امر به معروف و نهی از منکر از بنی امیه است، اما

نیکان آنان مورد لعن نیستند.

نمونه قرآنی و روایی بحث: شتر حضرت صایح(علیه السلام) را یک نفر از قوم ثمود پی کرده  بود، اما قرآن کریم آن گناه را به هم‌ی آنان نسبت می‌دهد و همه‌ی آنان را مرتکب جرم و مستحق کیفر می‌شمارد: «فَعَقَرُوا النََّاقَهَ وَ عَتَو ا عَن أَمرِ رَبَِّهِم»-(اعراف/ ۷۷ )؛ چرا که آنان راضی به این گناه بودند و به تعبیر امام علی(علیه السلام) خوشنودی و خشم مشترک قوم ثمود آنان را دارای سرنوشت شوم مشترک کرد. (نهج البلاغه/خطبه ۲۰۱)

جاهدت الحسین یا جاحدت الحسین یا حاربت الحسین؟

درباره کلمه و جاهدت برخی گفته‌اند: در برخی نسخه‌ها و حاربت آمده و این صحیح تر است و یا احتمال داده‌اند که جاحدت صحیح باشد.

استدلال آنها بر این که جاهدت صحیح نیست این است که گفته‌اند ما ندیده ایم واژه جهاد در جنگ با اهل حق به کار  گرفته شود بلکه همیشه جنگ با اهل باطل «جهاد» نامیده می شود. پاسخ: «جاهد» در مورد باطل هم به کار مى رود و چنین نیست که همیشه در مورد تلاش اهل حق استعمال شود. در سوره عنکبوت آمده است: (و إن جاهداک لتشرک بى ما لیس لک به علم فلا تطعهما).

جاهَدَ همان گونه که از لغت به دست مى آید به معناى تلاش فراوان و کارگیری نهایت طاقت و توان است از سوى دو نفر که با یکدیگر درگیر هستند و این معنا و مفهوم هم در بعد مثبت و هم در بعد منفی به کار گرفته می شود.

با توجه به متن زیارت عاشورا و جمله «اللهم العن العصابه التی جااهدت الحسین…» بیان می شود؛ که چه اشکالی دارد که «جاهدت» بازگو کننده تلاش آن گروه ستمکار در برابر سیدالشهدا باشد و بدین معنا باشد که: «خداوندا! لعنت کن آنانی را که تمام توان خویش را در برابر سیدالشهدا و برای کشتن آن حضرت به کار گرفتند» به این شکل معنای «جاهدت» درست است و مشکلی ندارد.

استاد همچنین در خاتمه به عنوان ارائه یک فعالیت پژوهشی سؤالاتی بدین مضمون مطرح کردند:

✅ با توجه به مصادیق لعن در فراز «اَللَّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَأْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثَّانِىَ وَالثَّالِثَ والرَّابِعَ …» منظور از نفر چهارم کیست؟

✅ منظور از واژه «تنقّبت» در عبارت «لَعَنَ الله اُمّهً اسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ» را با تحقیقی اجمالی توضیح دهید؟

✅ دیدگاه مرحوم علامه عسکری نسبت به زیارت عاشورا و نسبت هایی که به ایشان داده می شود را به صورت اجمالی در قالب تحقیقی کوتاه بیان کنید؟

برای دانلود فایل اینجا کلیک کنید.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *